شهاب الدين احمد سمعانى
325
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
31 . - الغفور الشّكور از اينجا در سخن 1 مختصر خواهيم كرد از خوف ملال دلهاى محبّان ذو الجلال . غفور و شكور چه باشد ؟ بزرگآمرز خردپذير . و معنى غفور و غفّار و غافر گفته شده است 2 . و شكور مبالغت است از شاكر / b 107 / چنان كه غفور مبالغت است از غافر . بعضى گفتهاند : ربّ العزّة - جلّ جلاله - شكور است به آن معنى كه جزا دهد بر شكر بنده . و مثال اين بسيار است . قال اللّه تعالى : اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ اى يجازيهم على استهزائهم . و بعضى گفتهاند كه معنى شكور آن است كه بندگان خود را بسيار ستايد و ثواب دهد بر اندكى طاعت . و اين از كمال فضل الهى است و لطف پادشاهى 3 ، كه هم او - جلّ جلاله توفيق خدمت داده و هم او - جلّ جلاله - بر خدمت اندك مدحت بسيار كرده . يا كرما لا مدى له ، التّائبون العابدون . عجب نبود كه تو با كمال نقصان خود مدح و ثناى او گويى بر اميد فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ؛ عجب آن بود كه او - جلّ جلاله - با كمال و جلال خود مدح و ثناى تو گويد با آنكه بحر بىنيازى او موّاج است . دنيا بقضها و قضيضها در كار تو كرد و اين رقم به حكم عدم بر چهرهء وى كشيد كه قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ . و عروس طاعت ترا اگرچه از خدر توفيق او پديد آمده بود به ستر 4 شكر و حلى و حلل ثناى خود بياراست ، گفت در محكم كتاب : وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ . خود عمر تو چند است تا ثناى تو چندين بود ، ليكن بندهنوازى 5 كار ماست ، چه ماند كه با تو نكرديم و چه ماند كه تو با ما نكردى كه من با تو آن